خرید بک لینک

روبروی آینه می ایستم غریبه ای ایستاده روبرویم نمی شناسمش نمی شناسمش ... آینه ها دروغ نمیگویند این همه زخم بر دل و جان آن همه درد بر تن ما نمی شناسمش آدمی که روبرویم ایستاده است به خودم جفا نمی کنم به خودم خیانت نمی کنم آدمی که روبرویم ایستاد با چهره ای تکیده و استخوانی من به خودم خیانت نمیکنم من آن آدم پنج ماه پیش نیستم پ.ن: دردها و زخم هاجان که هیچ روح آدم را هم شرحه شرحه می کند

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: دوشنبه 26 مرداد 1405 ساعت: 7:34

صفحه بندی